أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

709

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 1 ) . معادل يونانى ، ديوسكوريد ، V ، 133 ؛ قس . ابن سينا ، 319 . ( 2 ) . ترجمهء مستقيم « چشمان » - العيون . ( 3 ) . نسخه‌هاى الف ، ب ، پ : دوابية ، بايد خواند دوائية ، زيرا ديوسكوريد ، V ، 133 مىنويسد : و من الناس من يسميه فرماقيطس و اشتقاق هذا الاسم من فرماقى و معناه الدواء « مردمانى هستند كه آن را « فرماقيطس » [ ، يعنى شفابخش ] مىنامند ، اين اسم از « فرماقى » [ ] مشتق شده و معنايش « دارو » است » . 686 . طين حرّ 1 اين گل لزج موسوم به « سريش گل » 2 است . ( 1 ) . گل آزاد از شن و سنگ‌ريزه را چنين مىنامند ؛ مىپندارند كه اين نوعى گل كيمولسى ( قيموليا ) است ؛ ابو منصور ، 381 ؛ II , Dozy ، 81 . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . سريش گل ( فارسى ) - گل چسبنده . در پى آن به نقل از جالينوس ، آنچه در شمارهء 680 درباره « گل ارمنى » گفته شده آمده است . همان‌جا در حاشيهء نسخهء الف : طين دمورى ( ؟ ) و طين البواطق « گل‌بوته » . 687 . طيهوج 1 اين به رومى وطى 2 ، به سريانى طهوغ 3 ، به سجستانى شوسك 4 و به بلخى شيشى 5 است . ( 1 ) . معرب « تيهو » فارسى ( II , Vullers ، 553 ) ؛ اما « طيهوج » در فرهنگ‌هاى عربى به عنوان كبك نر ( ذكر السلطان ) تعريف مىشود ، نك . لسان العرب ، II ، 317 . در نشر روسى ابن سينا اين واژه به عنوان « كبك دشتى » ترجمه شده است ؛ نك . ابن سينا ، 96 ، 401 ، 645 . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . وطى ، قس . بر بهلول ، 6659 . ( 3 ) . طهوغ . ( 4 ) . شوسك ، II , Vullers ، 479 : شوشك . ( 5 ) . شيشى ، II , Vullers ، 502 : شيشو و شيشيك . 688 . طبّار 1 مؤلّف الياقوته : [ طبار ] به شكل انجير اما نرم‌تر از آن است . مىگويند كه اين « تين رحانى » 2 است . ابن الاعرابى 3 مىگويد كه اين ، نوع درشت انجير است ، سياه مايل به سفيد و نرم است .